درس دوازدهم
درس12 دوم راهنمایی
ده روزه مهر گردون، افسانه است و افسون
نیکی به جای یاران فرصت شمار یارا!
حافظ
مهر: محبّت، علاقه گردون: آسمان، فلک
افسانه و افسون: جناس(شبه اشتقاق: کلماتی که به نظر همجنس
یاهم ریشه به نظر میرسند، ولی به واقع اینگونه نیستند).
افسانه: داستان غیر واقعی و مبالغه آمیز
افسون: نیرنگ، مکر و حیله به جایِ: در حقّ،
فرصت شمار: غنیمت بدان، مغتنم شمار،
فرصت شمردن: قدر دانستن.
ده روزه مهرِ گردون: مهرِ ده روزه ی گردون(محبّت ناپایدارِ آسمان).
یارا: ای دوست!( منادا) و در حکم جمله ی کامل است.
ترتیب درست اجزای کلام در این بیت، به این قرار است: « ای یار! مهرِ ده روزه ی گردون، افسانه و افسون است؛ پس نیکی کردن در حقّ دوستانت را فرصت شمار.»
پند پدر
زین گفته سعادت تو جویم پس یاد بگیر هر چه گویم
زین: مخفّفِ از این. گفته: سخن، کلام
سعادت: خوشبختی جویم: دنبال می کنم
از این سخن خوشبختی تو را می خواهم؛ پس هر چه را که می گویم،
یاد بگیر.
می باش به عمر خود سحر خیز وز خواب سحرگهان بپرهیز
می باش: فعل امر(باش) بپرهیز: دوری کن، اجتناب کن
خوابِ سحرگهان: خواب اوِل صبح وَز: و از
در تمام زندگیات سحر خیز باش و از خوابِ دمِ صبح دوری کن.
(تلمیح به: سحر خیز باش تا کامروا شوی).
با مادر خویش مهربان باش آماده ی خدمتش به جان باش
با مادرت همیشه مهربان باش و آماده باش تا از جان و دل به او
مهربانی کنی.
با چشم ادب نگر پدر را از گفته ی او مپیچ سر را
نگر: بنگر، نگاه کن، ببین
سرپیچیدن: نافرمانی کردن، اطاعت نکردن
با ادب و فروتنی به پدرت نگاه کن و از سخنان او سرپیچی نکن.
چون این دو شوند از تو خرسند خرسند شود ز تو خداوند
خرسند: راضی، خشنود این دو: پدر و مادر
اگر این دو(پدر و مادر) از تو راضی و خشنود شوند؛ خداوند نیز از تو
راضی می شود.
چون با ادب و تمیز باشی پیش همه کس عزیز باشی
اگر مؤدّب و پاکیزه باشی، همگان دوستدارِ تو خواهند شد.
می کوش که هر چه گوید استاد گیری همه را به چابکی یاد
چابک: سریع به چابکی: به سرعت
می کوش: تلاش کن، سعی کن
تلاش کن تا هر چه را که استادت میگوید، همه را به سرعت یاد
بگیری.
زنهار مگو سخن به جز راست هر چند تو را در آن ضررهاست
زنهار: بدان و آگاه باش.
آگاه باش که جز به راستی سخن نگویی؛ گرچه از این جهت به تو
ضرری برسد.
هر شب که روی به جامه ی خواب کن نیک تأمّل اندر این باب ...
جامه: لباس تأمّل: اندیشه، تفکّر، درنگ باب: مورد
این بیت با بیت بعدی وابستگی معنایی دارد. به بیان بهتر با بیت
بعدی(موقوف المعانی) است.
هر شب، زمانی که به خواب میروی، در این مورد خوب اندیشه کن که ...
کان روز به علم تو چه افزود وز کرده ی خود چه بُرده ای سود؟
افزود: اضافه شد. کرده: کار، فعّالیّت
که در آن روز چه چیزی به علم و آگاهی خود اضافه کردی و از
فعّالیّتهای خود چه بهره ای برده ای؟
روزی که در آن نکرده ای کار آن روز ز عمر خویش مشمار
روزی را که در آن کار مفید و مؤثّری انجام نداده ای، از عمر خود به
حساب نیاور.
ایرج میرزا
گروه املایی درس دوازدهم
مهر گردون – افسانه و افسون- فرصت و مجال- سحرخیز- پرهیز و دوری- خواب سحرگهان- خرسندی خداوند- زنهار و مبادا- ضرر و زیان- جامه ی خواب- تأمّل و تفکّر- نظریّه و پیشنهاد- کلمات مخفّف- ناچار و ناگزیر- پند و موعظه- اندرز و نصیحت- ادبیّات تعلیمی- کلیله و دمنه- مثنوی معنوی- نظم و نثر- تفکّر و تأمّل- بیم و زنهار- شست پا- عدد شصت- املا و تلفّظ- فرزند غافل- تحت تأثیر شعر.
باعرض سلام وخسته نباشید ؛ امید است از نکات منتخب در این وبلاگ نهایت استفاده راببرید.